تخته سياه




Sunday, March 02, 2003

٭ ÒäÏ�ی ÒÈیÈÇÓÊ Çی ÒیÈÇ �ÓäÏ ÒیÈÇ ÇäÏیÔÇä Èå ÒیÈÇیی ÑÓäÏ
ÂäÞÏÑ ÒیÈÇÓÊ Çیä Èی ÈÇÒ�ÔÊ ãی ÊæÇä ÇÒ ÈÑÇیÔ ÇÒ ÌÇä �ÐÔÊ


........................................................................................

Friday, December 06, 2002

٭ Ù�ردا هم روز ØŒ روزÙ� دانشجو است ..به همه دانشجويان عزيز به نبوه ÙŠ خودم تبريك ميگم !



٭ چند وقت پيش Ù�يلمBeautifull mind رو ديدم Ùˆ كلي كيÙ� كردم آخراي Ù�يلم كه داشتن جايزه نوبل رو به راسل كرو مي دادن (راسل كروو در دقش يه دانشمند رياضي بود)‌خطاب به حاضرين ميگه (البته همسرش هم اونجا بود) :
من به همه اعداد اعتقاد داشتم كه در معادلات و منطق كه با است�اده از اون اعداد به استدال منجر ميشد.اما بعد از يه عمر �عاليت در چنين زمينه هايي از خودم مي پرسم واقعا منطق چيه ؟كي استدلال رو تعيين مي كنه ؟اين نوع �كرها منو به زمينه هاي �يزيكي و متا �يزيكي و توهمي كشاند و دوباره باز گرداند...بعد از اين همه سال من مهمترين كش� حر�ه ايم را كرده ام مهترين كش� زندگيم را بلي اين كش� �قط در معادلات مرموز عشق است بله من امشب �قط بخاطر تواينجا هستم تو دليل بودن مني و تو تمام دلايل من هستي . كه �يلم با صحنه اي كه همه به احترام پا ميشم و ك� مي زنن تموم ميشه ...
وقتي اين �يلم را ديدم ياد كلاس هاي المپياد ا�تادم ..كلاس هايي كه با اون جمع دوستانش كلي با بچه هاي سر مسله هاي بحث مي كرديم شايد ساعت ها سر يه مسله جر و بحث داشتيم ....لازمه اينجا هم از
استاد و معلمي ياد كنم كه شايد اون معادلات مرموز عشق رو تو رياضيات پيدا كرده .بله پرويز شهرياري ايم معلم دلسوز و استاد عزيزم كه خيلي خيلي دوسش دارم شايد كتاب هاي او بود كه منو اون زمون عاشق رياضيات كرد شايد او بود كه چهار عمل اصلي در رياضيات رو در زندگي به من ياد داد....
كتاباش ، مقالهاش ،و همه و همه نوشته هاش ..."پرويز شهرياري "‌اين معلم و استاد دلسوز كه همه عمر خودشو براي خدمت به رياضيات اين كشوركرده ...هر جا هست خدا سلامت بدارش !


........................................................................................

Thursday, November 21, 2002

٭ نمي دونم هميشه از صداي تار خوشم ميومده يه زماني باغلاما مي زدم اون صداش شبيه صداي تار ولي كمي بهتر !! اينم از اون حرÙ�است ها..وقتي صداي تار آيدا رو شنيدم بي اختيار دلم يه طوري شد مثل اينكه يه كسي رو Ú¯Ù… كردم ..من هميشه از آهنگ " ايلك محبتي "‌خوشم ميومده يه طوري آدم با خودش مي بره به ناكجاها...ممنونم از آيدا


٭ نمي دونم هميشه از صداي تار خوشم ميومده يه زماني باغلاما مي زدم اون صداش شبيه صداي تار ولي كمي بهتر !! اينم از اون حرÙ�است ها..وقتي صداي تار آيدا رو شنيدم بي اختيار دلم يه طوري شد مثل اينكه يه كسي رو Ú¯Ù… كردم ..من هميشه از آهنگ " ايلك محبتي "‌خوشم ميومده يه طوري آدم با خودش مي بره به ناكجاها...ممنونم از آيدا


٭ بالاخره ماه Ù… بعد از مدت ها اومدين ..يادمه حدود يه سال پيش بود شروع كردم به نوشتن ولي بعد از چند ماه به خاطر كار Ùˆ مشغله زياد ديگه نمي تونستم بنويسم ..باز به لطÙ� بچه ها كه هموشن بهم لطÙ� دارن شروع كرده ام حال ببنيم تا كجا پيش ميرم ...بهزاد


........................................................................................

Thursday, May 16, 2002

٭ دارم يه کليپ طراحي مي کنم اميدوارم Ú©Ù‡ چيز خوبي از آب دربياد...


٭ نمي دونم تا حالا اسم زازا رو شنيدين يا نه يه خوانده ÙŠ خوش صدا Ùˆ خوش چهره اينم سايتش.


اا اينم يه آهنگ از زازا





........................................................................................

Monday, May 13, 2002

٭ اصلا من Ù�کر نمي کردم Ú©Ù‡ راجع به msn messenger وبلاگي پيدا بشه اما اين يه وب لاگ راجع به آن است
اينجا رو کليک کنيد .



٭ نمي دونم شماهم تا حال عزيزي از دست دادين يا نه اما غم از دست دادن ÙŠÚ© عزیز خيلي سخته
وقتي اون عزیز هم مادر آدمي باشه ، اون �رشته ي مهربوني که نظيرش تو دنيا پيدا نميشه . نرگس عزیز
مادرش رو از دست داد ..اونم چه مادري : (( خدا بهش صبر بده غم بي مادري خيلي خيلي سخته
اين قطعه رو تقديم مي کنم به تمام مادران زمين و به ويژه به مادر نرگس :
بدون عشق مادر هيچ گلي در باغ زيبا نيست
بدون عشق مادر هيچ تندري نمي غرد
بهار و زمستان متراد�ند هيچ ابري خوان سخاوتش را نمي گشايد تا رگهاي پژمرده خاک دوباره زنده شوند
ماندن باري زندگي اين راز عشق است .الهه من گريستن خوب نيست مگر بشود طوري گريست که
چشمها ن�همد .در درد ها دوست را خبر نکردن يک نوع عشق ورزيدن است .سرمايه هاي هر دلي
حر� هائيست که براي نگ�تن دارد و مادر سرشار از اين سرمایه هاي درد هايت است ،دردهايي براي
نگ�تن .نه در حالت بمان و نه در جايت بمان همواره روحي مهاجر باش به سوي مبداء به سوي آنجايي که
مي تواني انسان باشي و پرواز کني به سوي آنجايي که هستي دور باشي اين راسالت دائمي توست
مادر ما را هم در خلوت خاموشي ياران سخنگوي خاموشت بپذير.



٭ سلام
از چند وقت پيش اصلا دلم برا نوشتن راه نميداد يعني مي خواستم بنويسم اما نمي تونستم
به هر حال بعد از اين همه مدت دوباره برگشتيم که بنويسيم .از زدنگي روزمره ، از ات�اقات ، از
دنياي سایبر ، از همه چيز ...



........................................................................................

Wednesday, April 03, 2002

٭ آقای آحمد بيرشک دانشمند Ù�قيد ايراني در گذشت روحش شاد Ùˆ راهش پررهرو باد


٭ بعد از مدت ها سکوت Ú©Ù‡ خود سرشار از نا Ú¯Ù�ته هاست باز تصمیم گرÙ�تم Ú©Ù‡ بنویسم
تو این چند ورزه این اسرائیلی ها دارن مردم بی د�اع رو می کشن وقتی آدم اون
صحنه ها رو می بینه واقعا به حالشون تاس� می خوره
اینجا رو ببنبد


........................................................................................

Friday, February 22, 2002

٭ من دوباره برگشتم تا ببينم Ú†Ù‡ خبراست اينجاست


........................................................................................

Home